کاریکاتور

فناوری موشك هاي كروز ایرانی

فناوری موشك هاي كروز (آیا می توانیم؟)

اجمالا برخی از دلایل اهمیت این سیستم های تسلیحاتی عبارتند از:

-     موشک های کروز به عنوان یک تهدبد جدی علیه ایران مطرح هستند، این موضوع چه به لحاظ استراتژیک (در صورت وقوع هرگونه حمله نظامی)  و چه از دیدگاه تاثیر بر روند مذاکرات جاری بین ایران و جوامع بین المللی اهمیت دارد.

-          ایران در مظان دستیابی به تعدادی موشک کروز استراتژیک است

-          ایران در مظان دستیابی به تکنولوژی موشک های کروز است

 

در این بخش از مقاله تلاش می شود به سوالات زیر پاسخ داده شود:

1- چرا موشک های کروز مورد توجه و علاقمندی کشورها قرار گرفته اند؟ این موشک ها چه برتری نسبت به سایر سیستم های تسلیحاتی دارند؟

2-  آیا کشوری با سطح تکنولوژی ایران توانمندی دستیابی به فناوری این موشک ها را دارد؟

اگرچه پاسخ دادن به این سوالات چندان سهل و آسان نیست ولی تلاش می شود در حد بضاعت به آنها پرداخته شود

 

1- چرا موشك كروز؟

امروزه سيستم هاي تسليحاتي متنوعي براي عمليات تهاجمي و آفندي ساخته و عرضه مي شوند كه يك دسته از آنها موشك هاي كروز مي باشند.

موشك هاي كروز سلاح هاي تهديد كننده‌اي براي نيروهاي متخاصم به شمار مي روند چرا كه:‌

1-1- قيمت آنها در مقايسه با كارايي شان و ضربه اي كه مي توانند به دشمن وارد كنند، پايين است و مي توان آنها را به تعداد، به سوي هدف پرتاب نمود و بدين ترتيب به سيتسم پدافندي دشمن نفوذ نمود.

2-1- اين موشك ها مي‌توانند به گونه اي طراحي شوند كه ابعاد كوچكي داشته باشند (به همراه موتورهاي كوچك)‌ و بدين ترتيب قادر خواهند بود به شبكه راداري و نيز سيستم هاي ردياب مادون قرمز دشمن نفوذ كنند.

3-1- تكنولوژي ساخت آنها (در مقايسه با جنگده و بمب افكن هاي تاكتيكي و استراتژيك) نسبتاَ ساده بوده ومعمولاَ براي كشورهايي كه قادر به طراحي و ساخت هواپيماهاي ساده‌اي باشند دستيابي به تكنولوژي برخي از انواع موشك هاي كروز مقدور خواهد بود.

موشک براهموس- موشک کروز سوپرسونیک محصول مشترک هند و روسیه

هند در ماه های اخیر تبلیغات زیادی روی این موشک به عنوان یک همکاری مشترک تکنولوژیک نموده است.

 

4-1- اين گونه سلاح ها نياز به خدمه پردازي ندارند. در نتيجه خود به خود، زمان آموزش، هزينه آموزش خدمه ونيز هزينه نگهداري و به روز نگهداشتن شرايط عملياتي آنها نيز بسيار كم است.

5-1- همچنين اين نوع سلاح ها نياز به آشيانه يا پايگاه هاي بزرگ ندارند. مجموعه اين عوامل، علاوه بر مزايايي كه در شرايط جنگي به همراه دارند، باعث مي شود تا در صورت اجراي پروژه‌اي مبني بر طراحي و توسعه آنها، نتوان به راحتي رد آنها را دنبال نمود ويا چگونگي پيشرفت چنين پروژه هايي را تعقيب كرد كه اين عامل از ديدگاه امنيتي و اطلاعاتي، مزيت ويژه اي به شمار مي رود.

 6-1-  يكي ديگر از عواملي كه باعث جلب برخي كشورها به سمت اين نوع سلاح ها شده است آن است كه مي توانند انواعي از اين موشك ها را از كشورهاي سازنده خريداري نموده و با اعمال اصلاحاتي،‌ آنها را براي انجام ماموريتي خاص تغيير دهند و يا اينكه با استفاده از شيوه هاي مهندسي معكوس و كپي سازي و با بهره گيري از قطعات و تجهيزات موجود و در دسترس آنها را باز توليد نمايند.

 

موشک کروز امریکاییCALCM در حال اصابت به هدف!

 

7-1- ابعاد موشك هاي كروز در مقايسه با سيستم هاي تسليحاتي مشابه كوچكتر است و حمل ونقل آنها با سهولت بيشتري انجام مي شود كه اين عامل مزيت مهمي به خصوص در زمان جنگ، به شمار مي‌رود.

8-1- هزينه توسعه سيستم هاي پدافندي عليه موشك هاي كروز، بالا است . همين موضوع جذابيت اين نوع سلاح را به عنوان يك سيستم آفندي افزايش مي دهد. لازم به ذكر است قابليت‌هاي موشك هاي كروز بسيار متنوع و متفاوت است. اما بر اساس متون منتشره

سه عامل كه مي توانند يك موشك كروز را به يك سلاح تهديد كننده  استراتژيك تبديل نمايند، عبارتند از:

 الف- افزايش برد تا بيش از 500 كيلومتر

ب – توانايي نفوذ در سيستم هاي دفاعي

ج –به كارگيري تكنولوژي هايي كه امكان توليد انبوه اين موشك ها را با قيمت ارزان فراهم آورند.

موارد فوق به تنهايي يا دركنار هم مي توانند منجر به سلاحي گردند كه عليه قدرت هاي بزرگ نظامي نيز به عنوان يك تهديد جدي به شمار مي روند.

9-1- مورد ديگري كه باعث جذابيت اين سيستم تسليحاتي براي برخي كشورها شده است، قابليت اين سيستم در حمل كلاهك هاي بيولوژيكي و شيميايي است. موشك هاي كروز شرايط مناسب تري از لحاظ حمل اين نوع كلا هكها دارند و قدرت آسيب رساني آنها نسبت به موشك هاي بالستيك مشابه بسيار بيشتر است (حدوداَ 10 برابر بيشتر).

 

با توجه به موارد فوق می توان حدس زد که چرا این سیستم تسلیحاتی اینچنین مورد توجه دول و تصمیم سازان دفاعی آنها قرار دارد.

 

 

موشک های کروز شرقی با ماموریت های مختلف

 

2- امكان دستيابي به موشك هاي كروز

آیا می توان در کشور دست به طراحی و تولید موشک های کروز زد . آیا بضاعت فنی و تکنولوژیکی فعلی امکان دسترسی به چنین سیستم تسلیحاتی را می دهد؟

برای پاسخ به این سوال باید توجه نمود که دو را ه براي رسيدن به يك موشك كروز وجود دارد:

1-2- شروع به جمع آوري دانش و تكنولوژي لازم و طراحي يك موشك كروز از ابتدا (كه مستلزم زمان زيادي است )

2-2- استفاده از يك وسيله پرنده پايه و تغيير آن با هدف موشك كرزو (كه مستلزم زمان كمتري است)

1-2- طراحي يك موشك كروز از ابتدا

يكي از راه هاي دستيابي به موشك كروز،‌اقدام به طراحي چنين سيستم تسلحاتي با در نظر گرفتن نيازهاي بومي است. البته بايد تاكيد كر د كه تنها سه كشور امريكا، ‌روسيه، و تا حدودي فرانسه داراي تكنولوژي موشك هاي كروز LACM مي باشند و اين خود بيانگر پيچيدگي هاي اين مساله است (توجه به اين موضوع كه كشورهاي زيادي علاقه مند به داشتن اين تكنولوژي مي باشند،‌ ابعاد اين موضوع را روشن تر مي كند).

 مروري اجمالي بر قيمت موشك هاي بالستيك و كروز نشان مي دهد كه احتمالا توسعه موشك هاي كروز نسبت به موشك هاي بالسيتيك ميان برد با مشكلات كمتري مواجه است.

در موشك هاي كروز Response Cycle Time  آنچنان كه در موشك هاي بالستيك براي كنترل و ماندن در مسير مطلوب لازم است سريع باشد، مهم و حياتي نيست. طيف سرعتي كه يك موشك كروز معمولي تجربه مي كند در مقايسه با طيف سرعتي كه يك موشك بالستيك در مسير پروازي خود با آن مواجه است كوچكتر و محدودتر است. همين موضوع در مورد شتاب و بردهاي وارده نيز صادق است.

گرمايش آيردوديناميكي reentry و...در مورد موشك هاي كروز معمولي مطرح نمي باشند و طراحي و استفاده از سرجنگي در موشك هاي كروز در مقايسه با موشك هاي بالستيك، ساده تر به نظر مي رسد. بعلاوه موشك هاي كروز با موشك هاي بالستيك اين تفاوت را دارند كه تكنولوژي به كار رفته آنها چنان  است كه در بسياري از وسايل پرنده ديگر كه در دسترس هستند نيز وجود دارد. بنابراين احتمال اينكه بتوان سخت افزار و سيستم هاي مورد نياز براي موشك كروز را به هر نحوي تهيه نمود، زياد است. ضمناَ بهبود و ارتقاء موشك هاي كروز نسبت به موشك هاي بالستيك ساده تر است.

دست كم 12 كشور وجود دارند كه موشك كروز حال با هر توانايي][1][ ساخته و به توليد رسانده اند

1-انگلستان                           4- فرانسه                       7-ايتاليا              10-روسيه

2-امريكا                                 5-آلمان                          8-ژاپن                11-سوئد           

3-چين                                  6-اسرائيل                       9-نروژ                12-تايوان

كه واردات و تامين اجزاء و قطعات ويا تامين اصل موشك براي بررسي تكنولوژي و امثالهم از اين كشورها مي تواند صورت گيرد.

علاوه بر اينها به نظر مي رسد سيستم هاي اويونيكي وسايل پرنده غير نظامي كه امروزه در دسترس و موجود مي باشند، از نظر دقت، وزن و ابعاد در حدي هستند كه بتوان آنها را در يك موشك كروز به كار گرفت.

البته بايد توجه داشت كه با وجود سيستم هاي ضد تسليحاتي امروزي نمي توان به طراحي موشك هاي كروزي با كارايي پايين اكتفاد نمود. چرا كه در اينصورت عملا هزينه هاي صورت گرفته براي اين منظور، بي فايده خواهند بود. اجمالا مشخصات كلي زير را مي توان به عنوان مشخصات يك موشك كروز كارا برشمرد:

الف-قادر باشد تا ماموريت هاي دقيق را به انجام برساند.

ب-از تكنولوژي stealth  يا رادراگريزي در آن استفاده شده باشد.

ج-امكان پرتاب از هواپيما هاي جنگنده معمولي (درصورت هواپرتاب بودن) را داشته باشد.

د-توانايي پرواز High subsonic  و در ارتفاع پايين (نزديك سطح زمين) را دارا باشد.

يكي از موارد مهمي كه در قابليت نفوذ يك موشك كروز بسيار اهميت دارد، پنهانكاري آن است كه براي اجراي آن لازم است آشنايي با تكنولوژي كاهش امواج راداري و مادون قرمز كسب شود. از جمله:

-          كاهش امواج I.R ساطع شده از خروجي موتور

-          رنگ ها وپوشش هايي كه از انتشار امواج از لبه حمله سطوح آيروديناميكي و لبه هاي تيز جلوگيري مي كنند.

-     برنامه هاي كامپيوتري كه قادر به شبيه سازي جريان اطراف بدنه و سطوح آيروديناميكي با دقت كافي باشند تا اين سطوح به گونه اي تغيير داده شوند كه حتي الامكان، انتقال حرارت و آشفتگي جريان در اطراف آنها به حداقل برسد و نيز تكنولوژي تونل باد كه قادر به تاييد و اعتبار سنجي اين نتايج باشد.

-          نرم افزارهاي كامپيوتري كه قادر به تخمين RCS  باشند و با استفاده از آنها بتوان RCS را به حداقل رساند.

-     سيستم هدايت اين موشك ها نيز به لحاظ تكنولوژي چالش برانگيز است. حتي حافظه اي كه در اين سيستم لازم است تا نقشه مسير حركت موشك را در خود ذخيره كند، دغدغه برانگير خواهد بود. چرا كه براي اين منظور حافظه هاي كامپيوتري نسبتا بزرگي لازم است، به گونه اي كه بتوانند، در مقابل ارتعاشات و دماهاي زيادي كه امكان وقوع آنها در طول مسير حركت هست، مقاومت كنند. (اين موضوع وقتي كه زمان پرواز موشك طولاني شود اهميت شايان توجهي دارد.)

اینکه تکنولوژی های  فوق تا چه میزان در کشور در دسترس هستند را نمی توان در این مقال مورد بحث قرار داد و یقینا متولیان و کارشناسان شاغل در صنایع دفاع خواهند توانست خود در این مورد به قضاوت بپردازند.

ولی ذکر یک نکته در مورد این موشک ها ضروری است:

موشک های کروزی که برای حمله به اهداف زمینی استفاده می شوند نیازمند پشتیبانی از طرف یک سیستم ماهواره ای می باشند. چراکه این موشک ها برای رسیدن به اهداف خود لازم است تا در ارتفاعات پایینی پرواز کنند و به همین جهت باید نقشه پستی و بلندی ها  و عوارض زمینی را در لحظه پرتاب داشته باشند تا هم از برخورد با این موانع ایمن باشند و هم از این عوارض زمینی برای یافتن مسیر خود و تصحیح آن بهره بجویند.

راز مثلث برمودا

 

در اقیانوس اطلس، منطقه شگفت انگیزی وجود دارد که تاکنون، تعداد زیادی از هواپیماها و کشتی ها، بی آنکه نشانه ای از خود برجای گذارند، به طرز اسرارآمیزی در آنجا ناپدید شده اند.
این منطقه مرگبار که اصطلاحا «مثلث برمودا» یا «مثلث شیطان» نامیده می شود، از شمال به جزیره «برمودا» از باختر به « فلوریدا» و از سوی خاور به نقطه ای از اقیانوس اطلس محدود میشود. حوادث شگفت انگیزی که در این نقطه از عالم اتفاق افتاده، دانشمندان را بر آن داشته است تا در « مثلث برمودا» به مطالعه و کاوش بپردازند و در رابطه با این حوادث، نظریات گوناگون ارائه دهند، ولی این کوشش ها، تا کنون کمکی به حل معما نکرده است.

مثلث برمودا

مثلث برمودا


در حدود ساعت ۵/۱۰ شامگاه ۲۹ ژانویه ۱۹۴۸ هواپیمای بزرگ چهار موتوره بریتانیا موسوم به « استار تایگر» هنگامی که با ۲۶ مسافر و خدمه بر فراز « مثلث برمودا» پرواز می کرد، ناگهان به طرز اسرارامیزی ناپدید شد و دیگر هیچ خبری از آن به دست نیامد.
چند دقیقه قبل، تنها یک پیام رادیویی از خلبان هواپیما دریافت شده بود که اعلام کرده بود « هوا خوب است و هیچ مانعی وجود ندارد»

با این حال، هواپیمای « استار تایگر» ناپدید گردید و معلوم نشد چه بلایی بر سر آن آمد.
در ساعت ۴۵/۷ دقیقه بامداد روز ۱۷ ژانویه ۱۹۴۹ کاپیتان با هواپیمای خود از فرودگاهی در جزیره « برمودا» به هوا برخاست تا به «کینگستون» واقع در « جامائیکا» برود، ولی این هوایما نیز هنگام عبور از فراز « مثلث برمودا» به سرونوشت هواپیمای قبلی دچار گردید.
کاپیتان ۴۰ دقیقه پس از پرواز، طی یک تماس رادیویی، وضع هوا را عالی توصیف کرد و با اطمینان گفت که به موقع به « جامائیکا» خواهد رسید.
ولی این آخرین پیامی بود که از خلبان هواپیما دریافت شد و پس از آن، فقط سکوتی اسرار آمیز بر قرار گردید.
برای یافتن این هواپیما، قطعات شکسته آن، و یا حتی آثار روغن و بنزین بر سطح آب که می توانست سرنخی به دست دهد، جستجوی گسترده ای به عمل آمد، لیکن این جستجو کاملا بی فایده بود.
پیش از ناپدید شدن این دو هواپیما، حادثه شگفت انگیزی در مثلث برمودا رخ داده بود که توجه همگان را به خود جلب کرد و در حقیقت وجه تسمیه «مثلث برمودا» از آنجا ناشی شد.
وجه تسمیه «مثلث برمودا»
در روز ۵ دسامبر ۱۹۴۵ پنج بمب افکن از نوع «اونجر» به منظور انجام یک پرواز تمرینی که پرواز شماره ۱۹ نامیده می شد، از پایگاه نظامی « فورت لودردیل» واقع در « فلوریدا» به هوا برخاستند . طبق برنامه ، آنها می بایستی یک مسیر مثلث شکل را طی کنند و دوباره به پایگاه بازگردند.

مثلث برمودا

مثلث برمودا

قبلا ***ین بار جنین تمرینی را انجام داده بودند، از این رو این ماموریت بر ایشان دشوار نبود. از سوی دیگر، خلبانان و خدمه این پنج بمب افکن را افرادی با تجربه و ماهر تشکیل می دادندم. و همه هواپیماها مجهز به بهترین دستاه بی سیم و تجهیزات هوانوردی بودند.
در ساعت ۱۰/۲ دقیقه آن روز، هر پنج بمب افکن به هوا برخاستند و با آرایشی زیبا و سرعتی در حدود ۲۰۰ مایل در ساعت به سوی خاور به پرواز در آمدند.
در ساعت ۴۵/۳ دقیقه، حادثه وحشتناکی رخ داد. ستوان «تایلو» فرمانده این اسکادران طی تماس رادیویی با برج مراقبت فریاد زد:
- برج مراقبت … وضع اضطراری پیش آمده … انگار ما از مسیر خود منحرف شده ایم… ما قادر نیستیم زمین را ببینیم… تکرار می کنم … ما قادر نیستیم زمین را ببینیم.
مسئول برج مراقبت پرسید:
- حالا در چه موقعیتی هستید؟
- موقعیت خود را به درستی نمی دانیم … اصلا نمی دانیم کجا هستیم . به نظر میرسد راه را گم کرده ایم.
مسئول برج مراقبت از این سخن بر خود لرزید. چگونه ممکن بود پنج هواپیما، با سرنشینان پر تجربه خود، در شرایطی که هوا کاملا مساعد بود راه خود را گم کنند.
برج مراقبت گفت:
- طاقت داشته باشید. به سوی غرب پرواز کنید.
ستوان « تایلور» پاسخ داد:
- ما اصلا نمی دانیم غرب کجاست… همه دستگاه ها از کار افتاده … همه چیز شگفت انگیز است. هیچ جهتی را نمی توانیم تشخیص دهیم.
حتی اقیانوس شکل دیگری به خود گرفته است…
چند لحظه بعد، دوباره صدای ستوان« تایلور» به گوش ریسید که دیوانه وار فریاد زد:
- ما وارد آب های سفید می شویم … خطر همچون دشنه ای به سوی ما می آید… کمک … کمک …
و این آخرین پیام ستوان « تایلور» بود و صدای او برای همیشه خاموش شد.
مسئولان فرودگاه، وضع اضطراری اعلام کردند و یک هواپیمای « مارتین مرینر» با ۱۳ سرنشین و مجهز به کلیه وسایل نجات از زمین برخاست تا به جستجوی پنج هواپیمای بمب افکن بپردازد، ولی شگفت اینکه این هواپیما نیز به همان سرنوشت پنج بمب افکن دچار گردید و برای همیشه ناپدید شد.
در ساعت ۴/۷ دقیقه بعد از ظهر آن روز، برج مراقبت نیروی دریایی در « اوپالوکا» پیام ضعیفی دریافت کرد که مربوط به یکی از هواپیماهای پرواز شماره ۱۹ بود. عجیب آن بود که به موجب پیش بینی، موجودی بنزین آخرین هواپیما می بایستی تقریبا دو ساعت پیش تمام شده باشد، در حالی که هنوز در آسمان بود.

سپیده دم روز بعد، ۲۴۲ فروند هواپیما و ۱۸ فروند کشتی به جستجوی هواپیماهای گمشده پرداختند، ولی اثری از آنها نیافتند. انگار این هواپیماها، قطره ای شده و به درون اقیانوس فرو رفته بودند.

هرگاه فرض کنیم که این پنج هواپیمای بمب افکن، در آسمان با یکدیگر تصادم کرده اند، می بایستی قطعات شکسته هواپیما و یا آثار و علائمی از این تصادم پیدا می شد و از سوی دیگر هنگامی که ستوان«تایلور» وضع اضطراری اعلام کرد، برخی از خدمه هواپیما می توانستند به وسیله چتر نجات، خود را از مهلکه رهایی بخشند، یا پس از سقوط در آب از وسایل ایمنی نظیر تشک های بادی و جلیقه های نجات استفاده کنند، در حالی که معلوم نیست چرا هیچ یک از این اقدامات صورت نگرفت . هواپیمای « مارتین مرینر» که به کمک این پنج هواپیما شتافته بود، به گونه ای ساخته شده بود که می توانست روی آب بنشیند، در حالی که این هواپیما نیز بی آنکه با برج مراقبت تماس بگیرد، به طرز اسرارآمیزی ناپدید شد.
واقعیت حادثه تا به امروز کشف نشده و این ماجرا همچنان در شمار یکی از اسرار حل نشده عالم، باقی مانده است. پس از این رویداد، تعداد زیادی هواپیما و کشتی همراه با سرنشینان آنها در منطقه مثلث برمودا ناپدید شده اند که تا کنون اثری از آنها به دست نیامده است و این حوادث موجب شده که دانشمندان نظریات گوناگون در رابطه با « مثلث برمودا» ارائه دهند.
نظرات دانشمندان در ارتباط با مثلث برمودا

پاره ای از این دانشمندان بر این اعتقادند که از مثلث برمودا، دریچه ای به دنیای دیگر گشوده می شود و این کشتی ها و هواپیماها از آن دریچه به بعد دیگری که برای ما ناشناخته است منتقل می شوند.
و گروهی دیگر گناه این حوادث را به گردن موجودات فضایی می اندازند و می گویند که ساکنان کرات دیگر، کشتی ها و هواپیماها را با سرنشینانش برای تحقیق به کرات خود می برند.
برخی دیگر نیز با توجه به فرضیه فرو رفتن قاره افسانه ای آتلانتیس به زیر آب ، بر این باورند که در اعماق آب های مثلث برمودا، بلور عظیمی وجود دارد که اشعه ای قوی تر از لیزر از آن ساطع می شود و این اشعه کشتی ها و هواپیماها را ذوب می کند. در نقشه های قدیم یقاره ای به نام « آتلانتیس» به چشم می خورد که امروزه اثری از این خشکی وجود ندارد، و دانشمندان حدس می زنند بر اثر وقوع فاجعه ای که ماهیت آن هنوز بر بشر معلوم نیست، در منطقه «مثلث برمودا» به اعماق اقیانوس فرورفته باشد.

مثلث برمودا

مثلث برمودا

موقعیت مثلث برمودا

مثلث برمودا واقعا یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایره‌ای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا ۸۰ درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق می‌گردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمی‌شود.

وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف می‌کند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو می‌گذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر می‌گردد. »

مثلث برمودا

مثلث برمودا

مشاهدات و گزارشات

در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شده‌اند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کرده‌اند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کرده‌اند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربه‌های قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی ، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بوده‌اند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع.

این پیامها رفته رفته ضعیف‌تر و غیرقابل تشخیص‌تر شده و یا سریعا قطع شده‌اند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شده‌اند. در برخی موارد گزارشها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح روئیت شده است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده ، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است.

در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شده‌اند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی ، دستگاهها و سایر ابزارهای قایق‌های ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان ، دوباره شروع بکار کرده‌اند.

در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید. “خطری همانند یک خنجر هم اکنون … به سرعت می‌آید … ما نمی‌توانیم فرار کنیم …” در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود، کشتی ناپدید شد.

مثلث برمودا

مثلث برمودا

علل واقعه

علل فرضی طبیعی

توضیحات و علل فرضی مختلفی درباره حوادث مثلث برمودا ارائه شده است که معمول‌ترین فرضیات بر اساس مرگ غیر طبیعی (زیرا هیچ جسدی تا کنون بدست نیامده است.) بنا شده است. این توضیحات عبارتند از:

جزر و مد ناگهانی دریا در نتیجه زلزله در اعماق دریا ، وزش بادهای مخرب و اختلالات جوی ، گویهای آتشفشان که موجب انفجار هواپیماها می‌شود، گرفتار آمدن در جاذبه یک گرداب یا گردباد که باعث سقوط و انهدام هواپیماها یا انحراف مسیر کشتیها و مفقود شدن آنها در آب می‌شود، تحت تاثیر نیرویی مغناطیسی قرار گرفتن و اختلالات امواج الکترومغناطیسی، ولی این دلایل توجیه قابل قبولی برای ناپدید شدن هواپیماها و کشتیهای متعدد در یک منطقه نیست.
علل فرضی غیر طبیعی

دستگیری و ربوده شدن به وسیله زیردریایی یا بشقاب پرنده‌هایی متعلق به کراتی دیگر که برای تحقیق درباره حیات و زندگی باستان و حال ما انسانها به کره زمین آمده‌اند، می‌تواند علتی غیر طبیعی برای توجیه وقایع باشد.

یکی از عجیب‌ترین پیشنهادات در این مورد بوسیله ادگار کایس ، پیشگو و روانکاو و حکیم در دهه پنجم قرن بیست ، ارائه شده است. به عقیده وی قرنها قبل از کشف اشعه لیزر ، بومیان سواحل اقیانوس اطلس از کریستال به عنوان یک منبع انرژی و قدرت استفاده می‌کردند. به نظر کاین نوعی نیروی شیطانی القا شده از سوی آنها ، در عمق یک مایلی در قسمت غرب اندروس غرق شده که هنوز در برخی مواقع باعث از کار انداختن ابزار و وسایل الکتریکی کشتیها ، هواپیماها و در نهایت نابودی آنها می‌گردد.

ام. ک. جساپ که یک فضانورد ، منجم و متخصص کره ماه است، در کتابش به نام « در مورد بشقاب پرنده‌ها » ابزار می‌دارد که ناپدید شدن کشتیهای مشهور در مثلث برمودا ، به وسیله اجسام پرنده صورت گرفته است. وی مفقود شدن خدمه آنها را نیز به اجسام مزبور ربط می‌دهد. به عقیده جساپ یوفوها هر چه هستند، حوزه مغناطیسی موقتی ایجاد می‌کنند که دارای طرحی یونیزه شده است و می‌تواند باعث متلاشی شدن یا ناپدید شدن هواپیماها و کشتیها گردد. او روی این سوال کار می‌کرد که چگونه نیروی مغناطیسی کنترل شده و می‌تواند باعث نامرئی شدن گردد. نظریه میدان واحد انیشتین او را مجذوب کرده بود. جساپ هر دو اینها را کلیدی می‌دانست برای ظهور و محو شدن ناگهانی بشقاب پرنده‌ها و ناپدید شدن کشتیها و هواپیماها. ولی مرگ امکان ادامه فعالیت و نتیجه گیری را از جساپ گرفت و تحقیقاتش نیمه تمام ماند.
گذشته و آینده برمودا

به نظر می‌رسد که این منطقه طی زمانهای متمادی گذشته نیز در افسانه‌ها به منزله مکانی ترسناک وجود داشته و حتی خیلی قبل از تاریخ کشف آن و بعد از آن تاریخ تا صدها سال با عناوین «دریایی از مقبره‌ها» ، «مثلث شیطان» ، «مثلث مرگ» ، «دریای بدبختی» ، «گورستان آتلانتیک» نامیده می‌شده است.
شومی و بدشگونی مثلث برمودا حتی در عصر فضا نیز باعث تعجب انسانهایی چون کریستف کلمب و فضانوردان آپولو ۱۳ که یکی کاشف در زمین و دیگری در فضاست، شده است.

اینکه چرا وقایع عجیب این منطقه گزارش نمی‌شود، شاید به دلیل ایجاد رعب و وحشت عمومی باشد، شاید هم چون دلیل اصلی وقایع معلوم نیست، اتفاقات مربوطه بازتاب نمی‌یابد. البته در اغلب گزارشات ارائه شده هم سانسورهایی وجود دارد که اصل وقایع را سرپوشیده نگه می‌دارد.

*
آیا این مثلث دوباره قربانیان دیگری می‌گیرد؟

*
آیا بشر موفق به کشف راز آن خواهد شد؟

و بسیاری آیاها و پرسشهای بی جواب دیگر که مسلما در ذهن شما هم وجود دارد.

موشک های کروز

 

همه چیز در مورد موشک های کروز (2)

2)سیستم CDS

استفاده از خاصیت انعکاس امواج راداری در سطح زمین و یکسان نبودن آن در نقاط مختلف، اساس این نوع هدایت را که تا چند سال پیش در دست بررسی بود تشکیل می دهد. در این روش، موشک علاوه بر رادار، مجهز به دستگاهی است که نوع امواج راداری منعکس شده از نقاط مختلف زمین را نشان می دهد. موقعیت دقیق موشک نیز ار طریق مقایسه ارقام موجود در حافظه و ارقام مشخص، تعیین می شود. از مزایای این سیستم ، امکان بهره گیری از آن در هر نقطه از سطح زمین می باشد، در حالیکه روش اول برای مناطقی که از عارضه ی زیاد برخوردارند، مناسب است. ذکر این نکته ضروری است که هیچ کدام از دو روش فوق برای مسیرهای دریایی مناسب نیستند.

3)سیستم GPS

گیرنده ی ماهواره ای موجود در موشک، کشتی، ایستگاه زمینی متحرک یا ثابت با دریافت فرکانس های حاوی اطلاعات ماهواره ای موجود در مدار زمین و انجام محاسبات، موقعیت دقیق مکانی را محاسبه و تعیین می کند.

برای سهولت دستیابی به ماهواره های مورد نیاز در هر لحظه و هر نقطه از کره ی زمین ، تعداد 34 ماهواره به این منظور پرتاب شده است.  با این وضعیت امکان تعیین موقعیت در هر لحظه و نقطه زمین فراهم است. این سیستم به خصوص برای مسیرهای دریایی مناسب است.

استفاده از خاصیت انعکاس امواج راداری در سطح زمین و یکسان نبودن آن در نقاط مختلف، اساس این نوع هدایت را که تا چند سال پیش در دست بررسی بود تشکیل می دهد

همه چیز در مورد موشک های کروز (2)

4)سیستم DSMAC

این هدایت مخصوص بخش پایانی مسیر موشک است. تصمیم گیری در این روش مقایسه ی تصاویر تلویزیونی محل های مورد نظر و مقایسه آن با تصویر اصلی از قبل گرفته شده است که به صورت اطلاعات عددی استوار است. در این سیستم، پس از انجام عمل مقایسه و تطبیق، موشک موقعیت خود را تعیین و پس از محاسبه انحراف مسیر و انجام اصلاحات، سرانجام موشک به فاصله ی 10 متری، خود را به هدف می رساند. نکته  مهم آن است که در این روش، توان مقایسه تصاویر بی شمار با تصاویر حقیقی است و مقایسه کننده های تصویری آن قادر به مقایسه ی 10000 پیکسل نوری در چندین ثانیه است.

5)توصیف 

چنانچه محوطه ای که موشک کروز از آن پرواز می کند، عاری از تجهیزات پدافندی و عملیات خصمانه باشد، این موشک مسیر خود را در ارتفاع 5000 یا 10000 پایی ادامه می دهد. در صورت برخورد به فضای محافظت شده ، کروز ارتفاع خود را کم می کند و به 50 الی 300 پا تقلیل می دهد. ارتفاع حقیقی در این حالت به تندی و شیب و همچنین زیاد بودن عوارض زمین بستگی دارد.

کنترل موشک از طریق سطوح آیرودینامیک آن انجام می شود. از این نظر همان طوری که قبلا اشاره شد موشک کروز شبیه هواپیمای بدون خلبان است.

همه چیز در مورد موشک های کروز (2)

اغلب موشک های کروز از جایگاه و محل های استقرار خود با استفاده از بوستر سوخت جامد، پرتاب می شوند و بعد از روشن شدن موتور توربوفن هوازی، بوستر جدا و تنها موتور اصلی باعث رانش آن به جلو می شود.

از نظر توسعه کروز، هر دو نوع هواپایه و دریاپایه همزمان و به موازات هم، در سال 1972 شروع شده است. اولین پرتاب کروز از زیر دریایی SLCM در سال 1976 انجام شد.

علی رغم اینکه رقابتی بین هواپرتابی (ALCM ) و دریا پرتابی (SLCM) وجود داشت، به علت پی گیری و تاکید نیروی دریایی، مدل های دریایی زودتر و در سال 1983 وارد خدمت شد.

نکته قابل ذکر، این است موشک یا هواپیمایی که از ارتفاع بالا پرواز می کند، سوخت کمتری مصرف و برد آنها بیشتر می شود و وقتی به دلایلی که بیان شد موشک در ارتفاع پایین تری پرواز می کند برد آن کمتر است.

 

 

light years

Some people have interpreted the galactic alignment apocalyptically, claiming that when it occurs, it will somehow create a combined gravitational effect between the Sun and the supermassive black hole at the center of our galaxy (known as Sagittarius A* ), thus creating havoc on Earth. [ 91 ] Apart from the fact noted above that the "galactic alignment" already happened in 1998, the Sun's apparent path through the zodiac as seen from Earth does not take it near the true galactic center, but rather several degrees above it. [ 63 ] Even if this were not the case, Sagittarius A* is 30,000 light years from Earth, and would have to be more than 6 million times closer to cause any gravitational disruption to Earth's Solar System. [ 92 ] [ 93 ] This reading of the alignment was included on the History Channel documentary, Decoding the Past . However, John Major Jenkins has complained that a science fiction writer co-authored the documentary, and he went on to characterize it as "45 minutes of unabashed doomsday hype and the worst kind of inane sensationalism". [ 94 ]

Some believers in a 2012 doomsday have used the term "galactic alignment" to describe a very different phenomenon proposed by some scientists to explain a pattern in mass extinctions supposedly observed in the fossil record . [ 95 ] According to this hypothesis , mass extinctions are not random, but recur every 26 million years. To account for this, it suggests that vertical oscillations made by the Sun on its 250-million-year orbit of the galactic center cause it to regularly pass through the galactic plane . When the Sun's orbit takes it outside the galactic plane which bisects the galactic disc , the influence of the galactic tide is weaker. However, when re-entering the galactic disc—as it does every 20–25 million years—it comes under the influence of the far stronger "disc tides", which, according to mathematical models, increase the flux of Oort cloud comets into the inner Solar System by a factor of 4, thus leading to a massive increase in the likelihood of a devastating comet impact. [ 96 ] However, this "alignment" takes place over tens of millions of years, and could never be timed to an exact date. [ 97 ] Evidence shows that the Sun passed through the plane bisecting the galactic disc only three million years ago and is now moving farther above it. [ 98 ]

A third suggested alignment is some sort of planetary conjunction occurring on 21 December 2012; however, there will be no conjunction on that date. [ 10 ] Multi-planet alignments did occur in both 2000 and 2010, each with no ill result for the Earth. [ 99 ] Jupiter is the largest planet in the Solar System; larger than all other planets combined. When Jupiter is near opposition , the Earth experiences less than 1% the gravitational force it feels daily from the Moon. [ 100 ]

Geomagnetic reversal

Another idea tied to 2012 involves a geomagnetic reversal (often incorrectly referred to as a pole shift by proponents), possibly triggered by a massive solar flare , that would release an energy equal to 100 billion atomic bombs . [ 101 ] This belief is supposedly supported by observations that the Earth's magnetic field is weakening, [ 102 ] which could precede a reversal of the north and south magnetic poles .

Critics, however, claim that geomagnetic reversals take up to 7,000 years to complete, and do not start on any particular date. [ 103 ] Furthermore, the US National Oceanic and Atmospheric Administration now predicts that the solar maximum will peak in May 2013, not 2012, and that it will be fairly weak, with a below-average number of sunspots . [ 104 ] In any case, there is no scientific evidence linking a solar maximum to a geomagnetic reversal, which is driven by forces entirely within the Earth. [ 105 ] Instead, a solar maximum would be mostly notable for its effects on satellite and cellular phone communications. [ 106 ] David Morrison attributes the rise of the solar storm idea to physicist and science popularizer Michio Kaku , who claimed in an interview with Fox News that a solar peak in 2012 could be disastrous for orbiting satellites. [ 90 ]

Planet X/Nibiru

Some believers in doomsday in 2012 claim that a planet called Planet X, or Nibiru, will collide with or pass by Earth in that year. This idea, which has appeared in various forms since 1995, initially predicted Doomsday in May 2003, but proponents later abandoned that date after it passed without incident. [ 107 ] The idea originated from claims of channeling of alien beings and has been widely ridiculed. [ 107 ] [ 108 ] Astronomers have calculated that such an object so close to Earth would be visible to anyone looking up at the night sky. [ 107 ]

Other catastrophes

The Pleiades star cluster
The Pleiades , a star cluster whose supposed influence is sometimes tied to the 2012 phenomenon

Author Graham Hancock , in his book Fingerprints of the Gods , interpreted Coe's remarks in Breaking the Maya Code [ 109 ] as evidence for the prophecy of a global cataclysm. [ 110 ] Filmmaker Roland Emmerich would later credit the book with inspiring his 2009 disaster film 2012 . [ 111 ]

Other speculations regarding doomsday in 2012 have included predictions by the Web Bot project, a computer program that purports to predict the future using Internet chatter. However, commentators have rejected the programmers' claims to have successfully predicted natural disasters, which web chatter could never predict, as opposed to human-caused disasters like stock market crashes. [ 112 ]

Also, the 2012 date has been loosely tied to the long-running concept of the Photon Belt , which predicts a form of interaction between Earth and Alcyone , the largest star of the Pleiades cluster . [ 113 ] Critics have argued that photons cannot form belts, that the Pleiades, located more than 400 light years away, could have no effect on Earth, and that the Solar System, rather than getting closer to the Pleiades, is in fact moving farther away from them. [ 114 ]

Some media outlets have tied the fact that the red supergiant star Betelgeuse will undergo a supernova at some point in the future to the 2012 phenomenon. However, while Betelgeuse is certainly in the final stages of its life, and will die as a supernova, there is no way to predict the timing of the event to within 100,000 years. [ 115 ] To be a threat to Earth, a supernova would need to be as close as 25 light years to the Solar System. Betelgeuse is roughly 600 light years away, and so its supernova will not affect Earth. [ 116 ] In December 2011, NASA's Francis Reddy issued a press release debunking the possibility of a supernova occurring in 2012. [ 117 ]

Another claim involves alien invasion . In December 2010, an article, first published in examiner.com and later referenced in the English-language edition of Pravda [ 118 ] claimed, citing a Second Digitized Sky Survey photograph as evidence, that SETI had detected three large spacecraft due to arrive at Earth in 2012. [ 119 ] Astronomer and debunker Phil Plait noted that by using the small-angle formula , one could determine that if the object in the photo was as large as claimed, it would have had to be closer to Earth than the Moon, which would mean it would already have arrived. [ 119 ] In January 2011, Seth Shostak , chief astronomer of SETI, issued a press release debunking the claims. [ 118 ]

Cultural influence

The phenomenon has produced hundreds of books, as well as hundreds of thousands of websites. [ 90 ] "Ask an Astrobiologist", a NASA public outreach website, has received over 5000 questions from the public on the subject since 2007, [ 113 ] some asking whether they should kill themselves, their children or their pets. [ 90 ]

In the United States , sales of private underground blast shelters have increased noticeably since 2009. In December 2009, Robert Vicino founded Vivos , a company that claims to offer discount shelters for the less well off. Their site features a countdown clock to December 2012. [ 120 ]

In Brazil , the Mayor of the City of São Francisco de Paula , Décio Colla, Rio Grande do Sul , has mobilized the population to prepare for the end of the world by stocking up on food and supplies . [ 121 ] [ 122 ] In the city of Corguinho , in the Mato Grosso do Sul , a colony is being built for survivors of the tragedy. [ 123 ] In Alto Paraíso de Goiás , the hotels also make specific reservations for prophetic dates. [ 124 ]

In 2011, the Mexico tourism board stated its intentions to use the year 2012, without its apocalyptic connotations, as a means to revive Mexico's tourism industry, which had suffered as the country gained a reputation for drug wars and kidnapping. The initiative hopes to draw on the mystical appeal of the Maya ruins. [ 125 ] On 21 December 2011, the Maya town of Tapachula in Chiapas activated an eight-foot digital clock counting down the days until the end of b'ak'tun 13, while in Izapa , a nearby archaeological site, Maya priests burned incense and prayed. [ 126 ]

In media

Since coming to notice, the 2012 phenomenon has been discussed or referenced in several media. Several TV documentaries, as well as many contemporary fictional references to the year 2012 refer to 21 December as the day of a cataclysmic event.

The History Channel has aired a handful of special series on doomsday that include analysis of 2012 theories, such as Decoding the Past (2005–2007), 2012, End of Days (2006), Last Days on Earth (2006), Seven Signs of the Apocalypse (2007), and Nostradamus 2012 (2008). [ 127 ] The Discovery Channel also aired 2012 Apocalypse in 2009, suggesting that massive solar storms , magnetic pole reversal , earthquakes, supervolcanoes , and other drastic natural events may occur in 2012. [ 128 ] In 2012 the National Geographic Channel launched a show called Doomsday Preppers , a documentary series about people preparing for various cataclysms, including the 2012 doomsday. [ 129 ]

The bestselling book of 2009, [ 130 ] Dan Brown 's The Lost Symbol , featured 2012 as a date for an apocalypse.

The 2009 disaster film 2012 was inspired by the phenomenon, and advance promotion prior to its release included a stealth marketing campaign in which TV spots and websites from the fictional "Institute for Human Continuity" called on people to prepare for the end of the world. As these promotions did not mention the film itself, many viewers believed them to be real and contacted astronomers in panic. [ 131 ] [ 132 ] Although the campaign was heavily criticized, [ 90 ] the film became one of the most successful of its year, grossing nearly $770 million worldwide. [ 133 ]

Lars von Trier 's 2011 film Melancholia features a plot in which a planet emerges from behind the Sun onto a collision course with Earth. [ 134 ] Announcing his company's purchase of the film, the head of Magnolia Pictures said in a press release, "As the 2012 apocalypse is upon us, it is time to prepare for a cinematic last supper." [ 135 ]

The phenomenon has also inspired several pop music hits. As early as 1997, " A Certain Shade of Green " by Incubus referred to the mystical belief that a shift in perception would arrive in 2012 ("Are you gonna stand around till 2012 AD? / What are you waiting for, a certain shade of green?"). More recent hits include " 2012 (It Ain't the End) " (2010) performed by Jay Sean and " Till the World Ends " (2011) performed by Britney Spears .

In February 2012, American automotive company GM aired an advertisement during the annual Super Bowl football game in which a group of friends drive Chevrolet Silverados through the ruins of human civilisation following the 2012 apocalypse. (When the whereabouts of one of their friends is queried, it is revealed that he died because he drove a Ford .) [ 136 ]

Notes یادداشت ها

  • a The number 13 plays an important role in Mesoamerican calendrics; the tzolk'in , or sacred calendar, was divided into 13 months of 20 days each. The Mayan may cycle consisted of 13 k'atuns. The reason for the number's importance is uncertain, though correlations to the phases of the moon and to the human gestation period have been suggested. [ 137 ] [ 138 ]
  • b The Mayan calendar, unlike the Western calendar, used a zero. [ 13 ]
  • c Most Mayanist scholars, such as Mark Van Stone and Anthony Aveni , adhere to the "GMT (Goodman-Martinez-Thompson) correlation" with the Long Count, which places the start date at 11 August 3114 BC and the end date of b'ak'tun 13 at 21 December 2012. [ 139 ] This date is also the overwhelming preference of those who believe in 2012 eschatology, arguably, Van Stone suggests, because it falls on a solstice , and is thus astrologically significant. Some Mayanist scholars, such as Michael D. Coe , Linda Schele and Marc Zender , adhere to the "Lounsbury/GMT+2" correlation, which sets the start date at 13 August and the end date at 23 December. Which of these is the precise correlation has yet to be conclusively settled. [ 140 ]
  • d Coe's initial date was "24 December 2011." He revised it to "11 January AD 2013" in the 1980 2nd edition of his book, [ 141 ] not settling on 23 December 2012 until the 1984 3rd edition. [ 142 ] The correlation of b'ak'tun 13 as 21 December 2012 first appeared in Table B.2 of Robert J. Sharer 's 1983 revision of the 4th edition of Sylvanus Morley 's book The Ancient Maya . [